اولین باری که رفتی تل سیاه واولین خمیر دندانی که برات خریدم92.11.25
اینم عکس خمیر دندانت سلام گل مامان امروز برای اولین بار تورو بردیم تل سیاه که روستای خانوادگی بابایی میشه و چقدر هواش خوب و خنک و سرسبز بود و فامیلم که دوره هم جمع بودن و توهم که خوب فضولی میکردی توی اون روستا فقط 1دایی و 1عمع بابایی زندگی میکنن که بیشتر همه خونه دایی بابایی میرن که اسمه دایی بابایی علیه به عبارتی (علی دایی)ما صداش میکنیم و اونجا 2اسب هم بود با کلی سگ که اسبه با کره اش بود و خیلیم مواظبش بود و تا میخواستیم نزدیکشون بشیم سریع میومد سمت ما برای لگد زدن و 1کره دیگه هم بارداره اسبه توهم کلی از اسبه خوشت اومده بود و میخندیدی و خلاصه کلی خوش گذشت و شبشم که اومدی...
نویسنده :
مامی فریبا
23:24


